تبلیغات
آرمان خواهی - مدرنیته،آری و نه 5

آرمان خواهی

آری و نه
انسانیت‌ انسان‌ در انکار خدا و اخلاق‌ و شریعت‌ آسمانی‌ نیست‌ و عزت‌ انسان‌ در بندگی‌ خداست. بنابراین‌ اومانیزم‌ الحادی، راه‌ به‌ خطا می‌رود. البته‌ انسان‌ را بنام‌ دین، نباید تحقیر کرد. پیامبر اسلام‌ (ص)، حرمت‌ یک‌ انسان‌ را از حرمت‌ کعبه، بالاتر دانست‌ و اهانت‌ و خشونت‌ علیه‌ انسان‌ها را در حد‌ شرک، خطرناک‌ خوانده‌ است. حتی‌ شکنجه‌ حیوانات‌ را باعث‌ جهنم‌ دانست‌ و قرآن‌ کریم، قتل‌ یک‌ انسان‌ را با قتل‌ همة‌ بشریت، مساوی‌ و گناه‌ کبیره‌ می‌داند و سیر کردن‌ گرسنگان، کمک‌ به‌ انسان‌ها، احسان‌ به‌ همسایگان، محبت‌ به‌ زنان‌ و کودکان، کمک‌ به‌ اسیران، حمایت‌ از بیماران‌ و از پاافتادگان، آموزش‌ علم‌ به‌ جاهلان‌ و هدایت‌ گمراهان‌ را بالاترین‌ عبادات‌ اسلامی‌ می‌داند.
سکولاریزم، اگر برای‌ رفع‌ موانع‌ پیشرفت‌ علم‌ و تمدن‌ و رفع‌ خشونت‌های‌ فرقه‌ای‌ و مبارزه‌ با سوء استفاده‌ از دین‌ به‌ سراغ‌ مسیحیت‌ آمده‌ است‌ و خود مسیحیت، راه‌ دین‌ را از دولت‌ و سیاست، جدا می‌دانسته‌ و بدنبال‌ تشکیل‌ دولت‌ دینی‌ نبوده‌ است، اما اسلام، یک‌ دین‌ فردی‌ و عبادی‌ و اخلاقی‌ و در عین‌ حال، یک‌ دین‌ اجتماعی، سیاسی‌ و حکومت‌ ساز نیز هست‌ و نه‌ مانع‌ پیشرفت‌ علم‌ و تمدن‌ و نه‌ معتقد به‌ خشونت‌های‌ فرقه‌ای‌ است‌ و راه‌ مبارزه‌ با سوء استفاده‌ از دین، تعطیل‌ کردن‌ دین‌ و اخراج‌ آن‌ از صحنه‌ زندگی‌ نیست‌ چنانچه‌ از علم‌ و آزادی‌ و تکنولوژی‌ هم‌ سوء استفاده‌ می‌شود ولی‌ ما ضرورت‌ تعطیلی‌ علم‌ و آزادی‌ را از آن، نتیجه‌ نمی‌گیرم. اومانیزم، اگر نفی‌ خدا و آخرت‌ و دعوت‌ به‌ انسان‌ پرستی‌ و دنیازدگی‌ است، با اسلام، منافات‌ دارد و اگر به‌ مفهوم‌ کرامت‌ انسان‌ و حق‌ انتخاب‌ و حقوق‌ و حرمت‌ اوست، جزء مطالبات‌ اسلام‌ است. عقلانیت، اگر به‌ مفهوم‌ احترام‌ به‌ عقل‌ و معتبر دانستن‌ آن‌ است، با اسلام، سازگار است‌ و اگر به‌ مفهوم‌ اکتفأ به‌ عقل‌ و نفی‌ وحی‌ الهی‌ است، با اسلام، ناسازگار است. عقل‌ ابزاری، اگر به‌ مفهوم‌ مهندسی‌ عقلانی‌ و مدیریت‌ صحیح‌ زندگی‌ و جامعه‌ بمنظور پیشرفت‌ و حل‌ مشکلات‌ معیشتی‌ و تدبیر و محاسبه‌ «هزینه‌ - فائده» است، ایده‌ای‌ اسلامی‌ است‌ ولی‌ اگر به‌ مفهوم‌ دنیازدگی‌ و اکتفأ به‌ ترقی‌ ماد‌ی‌ و نفی‌ عقلانیت‌ در مقام‌ خداپرستی‌ و اخلاق‌ و معاد باشد، غیراسلامی‌ است. فردگرائی، به‌ مفهوم‌ حفظ‌ هویت‌ و شخصیت‌ فردی، آزادی‌ انتخاب، احترام‌ به‌ درک‌ فردی‌ و شکوفایی‌ و خلاقیت‌ «فرد»، مفهومی‌ اسلامی‌ است‌ و فردگرایی‌ به‌ مفهوم‌ خودمحوری، لذت‌ پرستی، تجربه‌ محوری، بی‌نیازی‌ از وحی، بی‌اعتنایی‌ به‌ جامعه‌ و حقوق‌ دیگران‌ یعنی اندویدوآلیزم‌ لیبرال‌ - سرمایه‌داری، مفهومی‌ غیراسلامی‌ است.
تکنولوژی‌ و شهرنشینی، هیچ‌ منافات‌ ذاتی‌ با هیچ‌ یک‌ از اصول‌ عقیدتی‌ و اخلاقی‌ اسلام‌ ندارند. اسلام، عقائد، اخلاق‌ و حقوق‌ و تکالیفی‌ را برای‌ انسان، رقم‌ زده‌ که‌ هر جامعه‌ ای‌ اعم‌ از جامعه‌ قبیله‌ای، روستایی‌ و شهری، و مناسبات‌ کشاورزی، صنعتی‌ و فراصنعتی‌ را می‌تواند پوشش‌ دهد، زیرا ثابتات‌ اسلام‌ به‌ ابعاد ثابت‌ انسان‌ مربوط‌ است‌ و برای‌ شرایط‌ متغیر زندگی‌ نیز احکام‌ متغیر و اجتهادی‌ و حق‌ تجدید نظر برای‌ هر جامعه‌ ای‌ مقرر کرده‌ است. البته‌ بی‌شک، اجرای‌ اسلام‌ در هزار سال‌ قبل‌ و امروز و نیز اجرای اسلام‌ در کانادا یا پاکستان‌ حتماً‌ متفاوت‌ است‌ و یک‌ قالب‌ کلیشه‌ای‌ ثابت‌ بدون‌ توجه‌ به‌ شرایط‌ زمانی‌ و مکانی، طراحی‌ نشده‌ است. زندگی‌ روستایی‌ و شهری، جامعه‌ آفریقایی‌ یا آمریکایی‌ حتماً‌ اقتضائات‌ متفاوتی‌ دارند. اما زندگی‌ دینی‌ در هر دو شرایط، ممکن‌ است‌ و در هر یک‌ نیز آفات‌ و موانعی‌ دارد. تکنولوژی‌ اگر تنها به‌ سرعت‌ زندگی‌ و غفلت‌ بشر بیفزاید، اگر در راه‌ سلاح‌های‌ کشتار جمعی‌ و نشر فحشأ و خشونت‌ بکار رود و بشر را غرق‌ در نفسانیت‌ و لذت‌ و خودخواهی‌ کند، مورد استفادة‌ غیرانسانی‌ قرارگرفته‌ است‌ و همة‌ ما سرعت‌ گرفته‌ایم‌ بی‌آنکه‌ بدانیم‌ چرا و به‌ کدام‌ سو؟! اما همین‌ تکنولوژی‌ در راه‌ گسترش‌ عدالت‌ و اخلاق‌ و تامین‌ هرچه‌ بیشتر حقوق‌ ملت‌ها و مبارزه‌ با فقر و تبعیض‌ و جهل‌ نیز بکار افتادنی‌ است‌ و شهری‌ شدن‌ جامعه‌ و پیچیده‌تر شدن‌ تکنولوژی، درست‌ مثل‌ زندگی‌ سادة‌ روستایی، دو وجهی‌ است. اگر نسبت‌ دین‌ با دنیا معلوم‌ شد، نسبت‌ دین‌ با تکنولوژی‌ نیز روشن‌ می‌شود. تقسیم‌ کار و تفکیک‌ نهادهای‌ اجتماعی، نیز از توابع‌ عقل‌ ابزاری‌ است‌ و محکوم‌ به‌ همان‌ احکام‌ می‌باشد اما اگر به‌ مفهوم‌ تفکیک‌ ابعاد انسان‌ از یکدیگر - چون‌ تفکیک‌ دین‌ از حکومت‌ و تفکیک‌ اخلاق‌ از اقتصاد و حق‌ از تکلیف‌ -، ملحق‌ به‌ سکولاریزم‌ و مشمول‌ همان‌ حکم‌ است. دنیاگرائی، به‌ مفهوم‌ مشروعیت‌ لذت‌ و شادی‌های‌ جسمانی‌ و روانی‌ در دنیا و ادأ سهم‌ بدن‌ و غرائز دنیوی‌ اعم‌ از غذا، شهوت‌ و تفریحات‌ سالم، مفهومی‌ اسلامی‌ است‌ و اسلام، رهبانیت‌ و دنیاگریزی‌ را منع‌ و هیچیک‌ از غرائز انسانی‌ را تابو، حرام‌ ندانسته‌ و دستور سرکوب‌ شهوات‌ را نداده‌ بلکه‌ طرفدار تعدیل‌ و مهار غرائز است‌ اما دنیاگرایی‌ به‌ مفهوم‌ فراموشی‌ آخرت‌ و دلبستن‌ به‌ شهوات‌ را شدیداً‌ نهی‌ کرده‌ و دعوت‌ به‌ زهد و تقوی‌ کرده‌ است.
دموکراسی‌ نیز مقید به‌ دنی‌ می‌شود، از دمکراسی، دهها تعریف‌ متفاوت‌ شده‌ و ده‌ الی‌ پانزده‌مدل‌ اجرایی‌ برای‌ آن‌ ذکر شده‌ که‌ بایکدیگر نیز متناقض‌اند. دمکراسی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ ارزش‌ مطلق‌ که‌ اساساً‌ کلیة‌ عقلیات، اخلاقیات‌ و ارزش‌ها را اموری‌ «مابعد دمکراسی» و تابع‌ قرارداد و آرأ عمومی‌ بدانیم‌ و هیچ‌ اصول‌ فوق‌ دمکراسی‌ را در باب‌ ایمان، اخلاق‌ و عقل‌ نپذیریم، با اسلام، سازگار نیست‌ زیرا همواره‌ در خطر نقض‌ ارکان‌ دین‌ خواهیم‌ بود. بسیاری‌ مفاهیم‌ عقلی، اخلاقی‌ و دینی، امور فوق‌ دمکراسی‌ هستند و حتی‌ مشروعیت‌ خود دمکراسی‌ را باید به‌ آن‌ مفاهیم، مستند کرد. ما دمکراسی‌ را تنها در چارچوب‌ آن‌ مفاهیم‌ دینی، عقلی‌ و اخلاقی‌ می‌پذیریم. بعلاوه‌ که‌ پشت‌ پرده‌ دمکراسی‌ غربی، غالباً‌ الیگارشی‌های‌ سرمایه‌داری، حکومت‌ می‌کنند و افکار عمومی، آلت‌ دست‌ سرمایه‌داران‌ و رسانه‌ها خواهند بود. به‌ چنین‌ دمکراسی، دهها اشکال‌ دینی، منطقی، اخلاقی‌ وارد است. دمکراسی‌ لیبرال‌ نیز، به‌ دلیل‌ چنین‌ کارکردهائی‌ مورد قبول‌ ما مسلمانان‌ نیست‌ زیرا لیبرالیزم‌ علیرغم‌ نکات‌ مثبتی‌ که‌ نسبت‌ به‌ دیکتاتوری‌ و توتالیتریزم‌ دارد، خود نیز نقاط‌ ضعف‌ بزرگی‌ دارد به‌ خصوص‌ اگر منادیان‌ دمکراسی‌ لیبرال، کسانی‌ چون‌ جرج‌ بوش‌ باشند که‌ با روش‌ هیتلری، می‌خواهند ارزشهای‌ دمکراتیک‌ را جهانی‌ کنند. اسلام‌ با استبداد فردی‌ یا حزبی‌ نیز مخالف‌ است‌ و حقوق‌ مردم‌ را قابل‌ سلب، حتی‌ با توجیه‌ دینی، نمی‌داند و دیکتاتور را سمبل‌ شیطان‌ در روی‌ زمین‌ می‌داند. اما دمکراسی‌ و مردمسالاری‌ به‌ عنوان‌ روشی‌ در خدمت‌ ارزش‌های‌ اسلامی، البته‌ مورد قبول‌ و عمل‌ ماست. جمهوری‌ اسلامی، تجربة‌ یک‌ جمهوریت‌ در چارچوب‌ دین‌ و تجربة‌ جدیدی‌ در جهان‌ امروز است. کلیه‌ مسؤ‌ولین‌ حکومت‌ اسلامی‌ و رهبری، در انتخابات‌ دو مرحله‌ای‌ یا یک‌ مرحله‌ای، با آرأ مردم‌ انتخاب‌ می‌شوند و انتخابات‌ ایران‌ غالبا بالاترین‌ رکورد مشارکت‌ مردم‌ و دمکراسی‌ در جهان‌ است. حکومت‌ اسلامی‌ باید با اتکای‌ به‌ آرای‌ مردم، در جهت‌ پیشرفت‌ و تکامل‌ علمی‌ و عملی‌ و اخلاقی‌ جامعه‌
و اجرای‌ عدالت‌ اسلامی‌ و گسترش‌ اخلاق، بکوشد. نمایندگان‌ مردم، قانونگذاری‌ می‌کنند اما قوانین‌ در چارچوب‌ قوانین‌ اسلام‌ است. حاکمان، نه‌ تنها در برابر خداوند بلکه‌ در برابر مردم‌ نیز باید جوابگو باشند و همانگونه‌ که‌ اختیارات‌ حاکم‌ دینی، محترم‌ است، حقوق‌ مردم‌ نیز مقدس‌ است. چنانچه‌ می‌بینید متفکران‌ مسلمان‌ با سنت‌ مسیحی، با مدرنیزم‌ و با سمت‌ مدرنیزم، برخورد انتقادی‌ دارند و نه‌ متعصبانه‌ چشم‌ بر روی‌ واقعیت‌ می‌بندند و نه‌ منفعلانه‌ در برابر مفاهیم‌ و سنت‌های‌ غرب، تسلیم‌ می‌شوند و این، تفسیر همان‌ جمله‌ای‌ بود که‌ در ابتدا عرائضم‌ گفتم‌ که‌ ما به‌ مدرنیزم‌ غرب، پاسخ‌ آری‌ و نه‌ می‌دهیم‌ نه‌ پاسخ‌ آری‌ یا نه.

نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند 1392ساعت 06:22 ب.ظ توسط هادی مسعودی| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin