تبلیغات
آرمان خواهی - چرا انقدر بی خیال شده ایم؟

آرمان خواهی

فرهنگ ائمه اطهار این بود که از دیدن گونه های چال افتاده فقرا به خود می لرزیدند.اهل بیت معتقد بودند،آرمانی که گرسنگی گرسنگان به آن لطمه نزند،یک آرمان انسانی نیست،چه برسد به یک آرمان الهی.آن بزرگواران شیعیان را حتی به یک قطره اشک یتیمان هم حساس کرده بودند و می گفتند که از کنار محرومان و مظلومان بی تفاوت عبور نکنید.

انقلاب اسلامی ایران که ادامه دهنده راه اهل بیت(ع) می باشد،باید به همین اندازه نسبت به پابرهنگان حساسیت به خرج دهد.

حکومت اسلامی وظیفه دارد شرایط دین داری مردم را فراهم کند.اولین و ابتدایی ترین شرط دین داری مسلمین،مطلوب بودن وضع معاش آنان می باشد.نظام اسلامی وظیفه دارد از طریق اجرای عدالت،معاش مردم را به بهترین وجه تأمین کند و اگر به هر دلیلی نتواند این وظیفه را انجام دهد،فلسفه وجودی خویش را از دست داده است.قوام این انقلاب به اقامه ارزش های آن در جامعه می باشد و اگر به وضع معیشتی مردم،اهمیتی داده نشود،در واقع به ارزش هی اسلامی توجه نشده است.پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:من لا معاش له لا معاد له. حضرت علی(ع) خطاب به فرزندشان محمد حنفیه فرمودند:ای فرزند!من از تهیدستی بر تو هراسناکم،از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان و عامل دشمنی است.

با این اوصاف،در همین جامعه خودمان،در کوچه پس کوچه های شهرمان،افرادی زندگی می کنند که نه غذایی برای خوردن و نه مکانی برای خوابیدن دارند.کسانی که شب ها از سردی هوا رو به مرکز شهر می آورند،شاید کمتر سرما را حس کنند.درهمین شهری که عده ای از مردمش نماز جماعت صبحشان و مجالس عزاداری  هفتگیشان ترک نمی شود کسانی هستند که باید شب تا صبح را کنار خیابان بگذرانند.کسانی که برای فراموش کردن گرسنگی خویش،آنقدر در شهر می گردند تا از شدت خستگی گرسنگیشان را از یاد ببرند و بیهوش بیفتند.

سوالی که پیش می آید این است که چرا در جامعه ای که تمام افرادش ادعای مسلمانی می کنند،باید چنین افرادی وجود داشته باشند؟چرا کسی کاری برای این ها نمی کند؟حدیث امیرالمومنین را یادآور می شوم که فرمودند:اگر کسی مال و جانش را در راه خدا بذل نکند،نباید امیدی به مهربانی خدا داشته باشد.مردم،مذهبی ها،حزب اللهی ها،مگر در زیارت عاشورا نمی خوانیم"بابی انت و امی"پدر و مادرم به فدایت یا اباعبدالله؟فدا کردن والدین که به حرف نیست،به عمل است،یعنی من حاضرم در راه مکتب و نهضت حسین بن علی(ع)،که همان اجرای عدالت و کمک به مستضعفین است،عزیزترین کسانم را فدا کنم.

مگر ما خود را شیعه حضرت امیر نمی دانیم؟شیعه یعنی کسی که امام خود را پا به پا

همراهی کند.ما همه ادعا داریم که راه علی(ع) را در پیش گرفته ایم پس چرا هیچ کداممان به سرنوشت ایشان دچار نمی شویم؟شاید ما واقعا شیعه نیستیم.آخر به اسم که نیست،ما اگر وظایف شیعه بودن خود را به جا نیاوریم،عاقبت شیعه از دنیا نخواهیم رفت.علی(ع) طاقت دیدن اشک یتیمان را نداشت،علی(ع) طاقت شنیدن آه مظلوم را نداشت...چرا آنقدر بی خیال شده ایم؟مگر ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین را فراموش کرده ایم؟

صحبت امام امت را یادآور می شوم که فرمودند:

"این پایین شهری ها و این پابرهنه ها ـ به اصطلاح شما ـ این ها ولی نعمت ما
هستند, اگر این ها نبودند ما یا در تبعید بودیم, یا در حبس بودیم یا در انزوا, این ها
بودند كه همه ما را از این مسائل نجات دادند… اگر تا آخر عمرمان به این ها خدمت
كنیم نمی توانیم از عهده خدمت این ها برآییم… شما امروز هم كه ملاحظه می كنید
این هایی كه در جبهه ها الآن دارند جانفشانی می كنند این ها از كدام طبقه
هستند?… الآن هم این هایی كه جانشان را در دستشان گرفتند و شما را حفاظت
می كنند و آن هایی كه در بین شهرها و در بین روستاها حفظ می كنند شما و مردم را
همین طبقه هستند… شما باید توجه به این معنا بكنید كه ما را این ها آورده اند وكیل
كرده اند, آورده اند وزیر كرده اند, رئیس جمهور كرده اند. این ها ولی نعمت ما
هستند و ما باید ولی نعمت خودمان را قدردانی كنیم و خدمت كنیم.

مسئولین،نخبگان،روحانیون و ای مردم،چرا به فکر نیستید؟چرا کسی فریاد این زمین خوردگان و مظلومان را لبیک نمی گوید؟

آقای رئیس بهزیستی،نکند برای تأمین مکان کارتون خواب ها و رسیدگی به آنان استخاره کرده اید جوابش بد آمده است؟

آقای شهردار،به شما و دوستانتان هشدار می دهم،اگر به بی محلیتان به گوشه نشینان و کارتون خواب ها ادامه دهید با خشم شدید اقلابیون مواجه خواهید شد.

و در آخر خطابه سیدالشهدا(ع) در منا را خطاب به تمام مسئولین و روحانیون بازگو می کنم:

مردم به نام دین از شما حساب می برند و احترام می گذارند شما را بر خودشان ترجیح می دهند در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید و هیچ خدمتی به این مردم نکرده اید...در خیابان ها مثل شاهان راه می روید با هیبت و کبکبه رفتار می کنید،به راستی چگونه به این احترام واعتبار اجتماعی رسیده اید؟فقط به این علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قیام کنید... شما هر جا حق ضعفا و مستضعفین بود کوتاه آمدید و گفتید خداوند در آخرت جبران می کند،اما هر جا منافع خودتان بود آنرا به شدت مطالبه کردید و محکم ایستادید،شما نه مالی در راه خدا بذل کردید و نه جانتان را در راه ارزش ها و عدالت به خطر انداختید و نه حاضر شدید با قوم و خویش ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجرای عدالت و اسلام درگیر شوید.با همه این کوتاهی ها از خدا بهشت را هم می خوایید؟پس از همه این عافیت طلبی ها و دنیا پرستی ها،منتظرید که در بهشت همسایه پیامبران او باشید؟در حالی که من می ترسم خداوند در همین روز ها از شما انتقام بگیرد.خداوند از شما انتقام خواهد گرفت."

مقام شما از کرامات خداست،دستاورد خودتان نیست...لال ها،زمین گیران،کوران،فقرا و بیچاره ها در سرزمین اسلامی روی زمین رها شده اند بی پناهند کسی به این ها رحم نمی کند.شما به این وظیفه دینی و الهی تان عمل نمی کنید و کسی مثل من هم که می خواهد عمل کند کمکش نمی کنید...

اللهم ما بنا من نعمت فمنک...


جانم اباعبدلله...آجرک الله یا بقیة الله...
نوشته شده در شنبه 27 آبان 1391ساعت 11:57 ق.ظ توسط هادی مسعودی| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin